دلسا جوندلسا جون، تا این لحظه: 10 سال و 25 روز سن داره
مامان صفامامان صفا، تا این لحظه: 36 سال و 3 ماه و 9 روز سن داره
بابا امینبابا امین، تا این لحظه: 40 سال و 5 ماه و 25 روز سن داره

دلسا یه دونه مامان و بابا

تولد 29 سالگیم مبارک

امسال تولد 29 سالگیم مثل همیشه سه تایی جشن گرفتیم ولی با یک روز تاخیر چون امین با یه روز تاخیر کیک تولدمو خرید اونم چه کیکی 9بهمن که تولدم بود امین آقا کلا یادش رفته بود دست خالی اومد خونه بعد اینکه یادش انداختم فرداش دست پر اومد خونه با یه عطر و کیک باب اسفنجی منم تشکر فراوان کردم گفتم کیک باب اسفنجی رو واسه پسر کوچولوهاا میخرن نه واسه خانووووم 29 ساله خلاصه فقط دلسا با کیک کلی حال کرد... کیک خوشمزه ای بود دستت درد نکنه امین جان   ...
12 بهمن 1395

جشن دندونی آوینای خوشگلم

سلام بالاخره آوینای خوشگلمون دندوناشو در آورد و به همین مناسبت خاله آرزو جشن دندونی خیلی خوشگل واسه آوینای خوشگل گرفت.مبارکت باشه آوینای گلم مروارید های خوشگلت   ...
30 دی 1395

خونه جدیدمون مبارک

امسال سال خوبی بود واسم و یکی از اتفاقای خوبشم خریدن خونه بزرگتر بود.مبارکمون باشه 10دی اسباب کشی کردیم خیلی خوشحال بودم از این بابت بعد 4 سال خونه ای که خودم انتخاب و پسند کرده بودمو خریدیم.ایشالله اتفاقهای خوب خوب واسمون بیفته ...
10 دی 1395

یلدای 95 مبارک

سلام دختر شیرین تر از عسلم سومین یلدای زندگیت مبارک باشه عزیز دلم امسال شب یلدا با لباسهای هندونه ای که واست بافته بودم و با یه پیرهن قرمز که دوخته بودم بردمت آتلیه که بر عکس دفعه قبل خیلی همکاری کردی و اصلا نمیشد که راضیت کنم که بریم خونه شب یلدا هم خونه آتا جوون بودیم واسه دلسای گلم از همه بیشتر خوش گذشت تو عکسای بالایی از آتلیه داشتیم میرفتیم خونه آتا جون عزیز دلم ایشالله عمرت و روزهای خوبت مثل شب یلدا باشه   ...
3 دی 1395

خانوم دکتر خونمون

این روزها که من و دلسای خوشگلم درگیر سرماخوردگی شدیدی بودیم و دو بار هم دلسای نازم رو بردیم دکتر و زندگیمون شده بود دوا و آمپول و... بعد یکم بهبودی از این لوازم پزشکی های پلاستیکی برا بازی بچه ها واسه دلسا خریدم که باهاشون بازی کنه و ترسش از آمپول بریزه چون خیلی ترسیده بود دختر نازم و چند تا عکس از دکتر بازی دلسا   ...
26 آذر 1395